شيخ محمد جعفر امامى

20

لغات در تفسير نمونه ( فارسى )

نيست » . سپس اضافه مىكند : گاهى اين ماده در مورد كسى اطلاق مىشود كه به خاطر ضعف عقل از سخن گفتن عاجز و ناتوان است . « 1 » [ إِبليس : ] « فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيْسَ » « ابليس » اسم خاص براى شيطانى است كه در برابر آدم عليه السلام قرار گرفت و در حقيقت رئيس همهء شياطين است ! بنابراين « شيطان » اسم جنس و « ابليس » اسم خاص ( عَلَم ) است . « 2 » [ أَتْراب : ] « قاصِراتُ الطَّرْفِ أَتْرابٌ » « أَتْراب » جمع « ترب » ( بر وزن شعر ) به معناى « هم سن و سال » توصيف ديگرى است براى زنان بهشتى نسبت به همسرانشان ؛ چرا كه توافق سنى جاذبه را ميان دو همسر افزون مىكند ، و يا توصيفى است براى خود آن زنان ، كه همهء آنها هم سن و سال و جوانند ، و به معناى « مثل و مانند » نيز آمده است . و بيشتر در مورد جنس مؤنث به كار مىرود ، و به گفتهء بعضى در اصل از « ترائب » به معناى دنده‌هاى قفسهء سينه گرفته شده كه شباهت زيادى با هم دارند . « 3 » [ اتقان : ] « أَتْقَنَ كُلَّ شَىْءٍ » تعبير به « اتقان » از مادّهء « تقن » كه به معناى منظم ساختن و محكم نمودن است نيز تناسب با زمان برقرارى نظام جهان دارد ؛ نه زمانى كه اين نظام فرو مىريزد ، و متلاشى و ويران مىگردد . « 4 » [ إِئْتَمِرُوا : ] « وَ ائْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ » جملهء « وَ أْتَمِرُوا » از مادّهء « ايتمار » ، گاه به معناى « پذيرا شدن دستور » و گاه به معناى « مشاوره » مىآيد . و در اينجا معناى دوم مناسب‌تر است و تعبير « بِمَعْرُوف » تعبير جامعى است كه هرگونه مشاوره‌اى را كه خير و صلاح در آن باشد ، شامل مىگردد . « 5 » [ أَ تَهْتَدِي : ] « نَنْظُرْ أَتَهْتَدِى أَمْ » براى جملهء « أَ تَهْتَدِي » ( آيا هدايت مىشود ) از مادّهء « اهتداء » دو تفسير ذكر كرده‌اند ؛ بعضى گفته‌اند : مراد شناختن تخت خويش است ، و بعضى گفته‌اند : منظور هدايت به راه خدا به‌خاطر ديدن اين معجزه است . ولى ظاهر همان معناى اول است ، هر چند معناى اول خود مقدمه‌اى براى معناى دوم بوده است . « 6 » [ أَتى : ] « أَتى أَمْرُ اللَّهِ » كلمهء « أَتى » از مادّهء « أتَىَ » هر چند فعل ماضى و به معناى تحقق اين فرمان در گذشته است ، اما مفهوم آن مضارعى است كه قطعاً تحقق مىيابد ؛ و اين در قرآن فراوان است كه مضارع قطعى الوقوع ، با صيغهء ماضى ذكر مىشود . « 7 » [ أَثابَهُمُ : ] « فَأَثابَهُمُ اللَّهُ بِمَا قالُوا » « أَثابَهُمُ » از مادّهء « ثواب » گرفته شده است كه در اصل به‌معناى « بازگشت نمودن » و « نيكى كردن » و « سودى به كسى رسانيدن » است . « 8 » [ أثاث : ] « أَثاثاً وَ مَتاعاً إِلَى حِيْنٍ » « اثاث » به‌معناى وسائل خانه است و در اصل از مادّهء « اثّ » به‌معناى كثرت و درهم پيچيدگى گرفته شده و از آنجا كه وسائل خانه معمولًا زياد است به آن اثاث گفته‌اند ؛ و به معناى متاع و زينت دنيا نيز آمده است . « 9 » [ أثار : ] « أَثارُوا الأَرْضَ وَ عَمَرُوها » « اثار » از مادّهء « ثور » ( بر وزن غور ) به معناى پراكنده ساختن است و اين كه ، عرب به گاو

--> ( 1 ) . نحل ، آيهء 76 ( ج 11 ، ص 359 ) ( 2 ) . بقره ، آيهء 34 ( ج 1 ، ص 227 ) ؛ انعام ، آيهء 112 ( ج 5 ، ص 505 ) ( 3 ) . ص ، آيهء 52 ( ج 19 ، ص 336 ) ؛ واقعه ، آيهء 37 ( ج 23 ، ص 234 ) ؛ نبأ ، آيهء 33 ( ج 26 ، ص 61 ) ( 4 ) . نمل ، آيهء 88 ( ج 15 ، ص 601 ) ( 5 ) . طلاق ، آيهء 6 ( ج 24 ، ص 260 ) ( 6 ) . نمل ، آيهء 41 ( ج 15 ، ص 507 ) ( 7 ) . نحل ، آيهء 1 ( ج 11 ، ص 176 ) ( 8 ) . مائده ، آيهء 85 ( ج 5 ، ص 77 ) ( 9 ) . نحل ، آيهء 80 ( ج 11 ، ص 376 ) ؛ مريم ، آيهء 74 ( ج 13 ، ص 140 )